علی رضاپور

خاطرات ایران شناسی - کارشناسی ارشد ایران شناسی دانشگاه تهران

علی رضاپور

خاطرات ایران شناسی - کارشناسی ارشد ایران شناسی دانشگاه تهران

علی رضاپور
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ خرداد ۹۵، ۲۱:۱۵ - بهار
    Okay

تا قبل از این  خیلی شنیده بودم از کسانی که در مسیر سفرهای خود از روستاییان یاد گرفته بودند...از ایرج افشار ها و منوچهر ستوده تا برادران امیدوار...

در سفر تکاپ بود که با دوستمان سجاد عازم تکاپ در استان آذربایجان غربی شدیم...به دلیل اینکه شهر را ندیده بودیم فرض مان بر این بود که قطعا جایی برای خوابیدن پیدا می شود البته ابن ندیدن از این جهت بود که فکر میکردیم یک شهرستان قطعا چند مهمانسرا دارد...به آن شهر رسیدیم و متوجه شدیم تنها هتل دو ستاره انجا نیز به دلیل ورود گردشگر  خارجی تکمیل  است...تکاپ گنجی در دورن خود دارد به نام (مجموعه تخت سلیمان)آن جا را خارجی ها بیشتر از ما دیده اند...

بسیار ناامید شدیم..هوا هم سرد بود و امکانی برای استراحت در پارک نبود تا اینکه تصمیم  گرفتیم به سمت روستایی که در اطراف این مجموعه بود حرکت کنیم...از قبل طبق روال صنف تاکیسران  ها نرخ ها را از مردم عادی پرسیده بودیم...در آخر با راننده ی پیکانی به توافق رسدیم و نیم ساعتی در کنار یکدیگر به سمت روستای نصرت آباد که مجموعه ای جهانی را در بر داشت حرکت کردیم...راننده عزیزی بود و از آرزویش  برای پسر درس خوان خود میگفت....صداقت را در چهره اش حس میکردم...به کمک  او خیلی راحت و امن و با اعتماد به نفس بیشتر به مقصدمان رسیدیم... او باورش نمیشد که در روستا جایی برای ما نباشد ...آنقدر محکم صحبت میکرد که ما هم باورما شد و به این قطعیت رسیدیم...در آن جا هم دو نوجوان  18،17 ساله به کمک مان رسیدند...هیچ وقت فکر نمیکردم که فرآیند جایابی در روستا آینقدر آسان باشد...عادل و حمید به اتفاق من و سجاد به راه افتادیم  و وارد روستا شدیم ...حمید بچه ی  با فکری بود و از آرزو هایش میگفت و از آمدنمان به آنجا تعجب کرده بود،قرار بود برای کار به تهران بیاید...او به خانه ها میرفت و میگفت مهمان آمده جا دارید که روستاییان هم اگر جایی نداشتند ...آدرس میدادند و میگفتند فلانی جا دارد که نهایتا به کمک حمید موفق شدیم بعد 20 دقیقه شب را در خانه یکی از روستاییان استراحت کنیم...و از لطف پذیرایی یک روستایی بهره مند شویم...

قطعا هیچ وقت تکاپ و این سه تن که ما را کمک کردند فراموش نخواهم کرد...

اینها شاید تفاوت  یک فرد روستایی با شهری باشد...تفاوتی مهم و انسان ساز...


 بعدا اضافه شد...

به خاطر آوردم همراهمان را در شهرستان اسکو

او هم به ما بسیار لطف داشت!

  • ۳۷۹ نمایش