علی رضاپور

خاطرات ایران شناسی - کارشناسی ارشد ایران شناسی دانشگاه تهران

علی رضاپور

خاطرات ایران شناسی - کارشناسی ارشد ایران شناسی دانشگاه تهران

علی رضاپور
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۳ خرداد ۹۵، ۲۱:۱۵ - بهار
    Okay

جاده سنگلاخی را تا کوهپایه طی می کنیم... از پایین رنگ سفید و سبز مجموعه ساختمانی جلب توجه می کند. قرار گیری اش در میان و بلندی کوه، زیبایی و شکوه اش را دو چندان می کند. مسیر طولانی و دشواری را کوه نوردی می کنیم تا به بالا و نزدیک ساختمان می رسیم. قبل از ورود به داخل ساختمان، استاد توضیحاتی را دررابطه با فلسفه این مکان و ... می دهند:

«آنچه که در ادبیات شفاهی و روایی در خصوص این محوطه به ما رسیده، این است که در هنگام حمله اعراب، بعضی از بازماندگان ساسانی که اکثرا بانو بودند و به وسیله چند سراپرده دار و خواجه حمایت  می شدند، وقتیکه اعراب مهاجم قصد تعرض به این بانوان را داشته اند، به این سمت، که منطقه ای محصور و پنهان بوده و حصار و پوششی داشته، فرار می کنند و اینگونه است که کوه شکافته می شود و آنها در داخل کوه برای همیشه محو می شوند و این یادگار به جا می ماند...»


در سر در ورودی زیارتگاه تابلویی را می بینم که بر روی آن چنین نوشته:

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم، از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم...

تابلوی دیگری نیز با تیتر "توجه" نگاهمان را به سمت خود می کشاند: از کسانیکه به این مکان وارد می شوند، خواستاریم که هنگام ورود کفش خود را بیرون آورده و سر خود را بپوشانید...  

به این فکر می کنم که در این مکان مرطوب با کف پوش های خیس چگونه بدون کفش قدم بردارم...  علت نمناکی اش را هم از قبل می دانم: آبی که از سقف می چکد و حتی در خشک ترین سالها هم هیچوقت قطع نشده است و گاهی شدید تر و گاهی هم بصورت چک چک وجود دارد...

وارد می شویم... محیطی مرطوب و راز آلود! ترکیب سنگ و درخت و آب و المان های کیش زرتشتی در داخل ساختمان، جذاب بنظر می آید!... قسمت هایی از نیایشگاه، حالتی دست کند دارند که سختی و قدمت کار را نشان می دهند و اهمیت و تقدس این مکان را بازگو می کنند. که البته مرمت های بعدی برای آماده سازی ساختمان، این مکان را از حالت بکر خود خارج کرده. استاد، از قدمت ساخت بنا می گوید: «این بنا قدمت چندانی ندارد و در کتیبه ها می بینیم که آن را به دوره قاجار نسبت می دهند. در زمان ناصرالدین شاه، بدلیل وجود آزادی مذهبی نسبی، این ساختمان به همت زرتشتیان ایران و خارج از ایران و بخصوص پارسیان هند، که نقش ویژه ای در زنده نگه داشتن سنت و آیین ایرانیان پیش از اسلام داشتند، ساخته شد، چراکه مردم بنابر باوری که داشته اند، در این ارتفاع این فضا را آماده نیایش کرده اند....

دور تا دور و پیرامون پیر سبز اتاقک هایی را می بینیم که برای اسکان موقت زائرین و کسانیکه از مکان های مختلف، به دیدار این مجموعه می آیند، ساخته شده است. چراکه این مجموعه با شهر اردکان فاصله دارد و اماکن رفاهی با فاصله نزدیک در اطراف این زیارتگاه وجود ندارد... از آقا فریدون نگهبان می شنویم که روزهای خاص زیارتی پیر سبز، 24 ام تا 29 ام خرداد است...  آنان در این روزها لباسهایی با رنگ روشن می‌پوشند، سرشان را می‌پوشانند و میوه و اسپند همراه می‌آورند. می دانم که مراسم این روزهایشان خواندن اوستا، نیایش و پختن غذاهایی برای نذورات است...

می گفت: در سالهای اخیر معمولا «مُسُل» را در این ایام خاص اجازه ورود نمی دهند مگر اینکه دعوت شده باشند... جالب بود برایم، مسلمانها را «مُسُل» می خواند ...

چیز دیگری که از همان ابتدا به چشم می خورد، وجود درخت های کهنسال چنار و سرو در داخل و بیرون مجموعه است. درخت هایی که نقوششان جایگاه ویژه ای در نگاره ها و فرهنگ زرتشتی و ایرانی دارند. درمورد فلسفه درختان مقدس و وجود اغلب اماکن مقدس در کنار آنها قبلا چیزهایی شنیده بودیم... در داخل زیارتگاه که به شکل دهانه غار است، تنه درخت چنار کهنسالی وجود دارد. کف زیارتگاه با سنگ مرمر پوشیده شده و از بخشی از سقف قطرات آب چکه چکه بر زمین می ریزد. چند شعله شمع بطور دائم در زیارتگاه روشن است و محلی برای سوزاندن عود یا چوب مقدس وجود دارد. تصاویری از بزرگان دین زرتشتی بروی تاقچه های بالایی دیده می شود. سقف زیارتگاه سنگی است. در کف محوطه ظرف هایی برای جمع آوری آب گذاشته اند که بخشی از آن جهت تبرک به زائرین اهدا می شود و بخشی دیگر نیز به مصرف خوراکی می رسد.

باز توضیحات استاد را می شنویم که می گوید، می توان گفت  اینجا یک اکوسیستم فرهنگی است که در قلبش بنایی دست ساز وجود دارد که شرایط اقلیمی مساعد، این فضا را بوجود آورده که اصطلاحا می توانیم آن را «پهن دشت فرهنگی» بنامیم...

می دانیم که زرتشتیان به این مکان اعتقاد زیادی دارند و مقدسش می شمارند و بناهای متعدد و مرفهی را  برای ایامی که به زیارت می آیند ساخته اند. آب انبارهایی در این مکان ساخته شده که قدیمی ترین آنها به عصر ناصرالدین شاه بر می گردد.

از داخل که به بیرون نگاه می کنیم، حالت دیده بانی گسترده ای دارد، نوعی حالت نظارت بر دشت بیرونی... شاید بتوان تصور کرد که با توجه به شرایط اقلیمی مناسب و قرارگیری بر ارتفاعات، این مکان ممکن است به تمدن های کهن و آثار قدیمی تر از این دوره هم برسد...

در داخل محوطه به تابلوئی که از طرف متولی زیارتگاه (انجمن زرتشتیان شریف آباد اردکان، به سرپرستی رستم بلیوانی) نصب شده است، بر می خوریم. توضیحات جامعی را در وصف این مکان اورده است:

«به طوری که در اسناد تاریخی و مذهبی و دیوان خاضع و سینه به سینه محلی به یادگار مانده، در دوران سلطنت  یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی چون اوضاع ایران رو به وخامت می رفته، یزدگرد سوم فکری اندیشیده که خاندان خود را از مدائن به یزد که منطقه نسبتاً امنی بوده است کوچ دهد. از این رو به دستور وی شهری با استحکامات آن روز (حصار و برج و خندق) برای محافظت تهیه و خاندان خود را از مدائن به یزد کوچ داده است. و امکان دارد اسم یزد از یزدگرد به یادگار مانده باشد. شاید آثار برج و بارو به جا مانده در محله یزّاران بقایای شهر فوق الذکر باشد.

یزدگرد دو پسر به نام های هرمزان و اردشیر و پنج دختر به نام های شهربانو، پارس بانو، مهربانو،نیک بانو و نازبانو داشت. نام همسرش کتایون بود و خدمه ای به نام مروارید داشت.  یزدگرد پس از شکست از مسلمانان به خراسان گریخت و در آنجا به دست آسیابانی کشته شد. با شایع شدن خبر مرگ یزدگرد، خانواده وی در یزد با یکدیگر وداع نموده و هر یک به سمتی از اطراف یزد متواری گردیدند...

نیک بانو (چک چک) با مروارید (هریشت)، هریشت به معنی خدمه بزرگان...، در بیابان وداع نموده به سمت کوهی در ۳۷ کیلومتری شرق اردکان رفته که اکنون کوه چک چک نامیده می شود و در این کوه غایب می گردد. آثار لباس مقنعه مانندی در شکاف کوه وجود داشته که آن را برای تبرک کنده اند. این محل، امروز، زیارتگاه زرتشتیان جهان است. در زیارتگاه درخت چنار تنومندی هست که بیش از هزار سال قدمت دارد. گفته می شود این درخت همان عصای نیک بانو ( پیر سبز ) بوده است که با آن به شکاف کوه زده است و پس از آن براثر رطوبت آب شیرینی که از شکاف کوه می چکد، سبز شده است....»

 وقت بازگشت است... به این فکر می کنم که چه خوب است همبستگی با هموطنان، از هر جنسی و کیشی... تنها با درنظر گرفتن این اصل، که همه ایرانی ایم و از یک سرزمین... 

این مطلب در سایت وطن پویان به نشانی زیر انتشار یافته است.

آدرس

  • ۱۳۳ نمایش